عارفی را دیدند مشعلی و جام آب در دست! پرسیدند: کجا می روی؟ گفت: می روم تا با آتش
بهشت را بسوزانم و با آب جهنم را خاموش کنم تا مردم خدا را فقط به خاطر عشق به او
بپرستند، نه به خاطر عیاشی در بهشت وترس از جهنم.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 2:15 PM توسط الی
|
توی این بلاگ چیزهایی که به نظرم قشنگ و جالب و مفید و گاهی هم خنده دار هست رو می زارم که شاید برای بقیه هم جالب باشه ...